الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
52
سير حوزه هاى علمى شيعه (فارسى)
به نحوى است كه دانشجو مىتواند سالها در آن بماند و در همان حدّ متخصص شود . به اين نكته هم بايد توجه داشت كه محصل و استاد در اين كلاسها و مراتب ، خود را موظف مىبينند كه بينى و بين اللّه درس فرا بگيرند و درس بدهند ، و اگر نتوانست يك رتبه را در مدت متعارف بگذراند نمىكوشد كه به هر نحو - اگر چه به تقلب باشد - خود را در كلاس و رتبهء ديگر وارد كند . چنان نيست كه اگر كسى بدون صلاحيت و گذراندن رتبهء قبل در دروس و مجالس علمى در رتبهء بعد و بالاتر حضور يابد او را واجد آن صلاحيت بشناسند . در امتيازاتى كه يك عالم و يك نويسنده و گويندهء مذهبى يا مدرس و مجتهد دارد ، ميزانِ فهم ، گذراندن معانى دروس و دانستن است و هر كس خود را با نداشتن صلاحيت علمى ، صاحب رتبهاى بداند و بخواهد با چنان عنوانى بر كرسى درس گفتن يا نقل حديث يا بحث در اصول عقائد يا نوشتن بپردازد و سخن به غير علم بگويد ، نزد خدا مسئول است و هر كس را گمراه كرده و هر دانشجويى را معطل نمايد ، مورد مؤاخذه واقع مىشود . همچنين كسى كه به مرتبهء اجتهاد نرسيده باشد اگر در مناصب و شئونى كه شرعاً به مجتهد اختصاص دارد ، مداخله نمايد يكى از بزرگترين گناهان را مرتكب شده است . از اين جهت در مدارس و حوزههاى دينى و به طور كلى در اجتماعاتى كه بر اساس ايمان به خدا و رعايت امانت و درستى بر پا باشد ، يك كنترل وجدانى و پليس مخفى و نظام ، خود به خود قرار دارد كه جريان امور تحصيلى و برنامههاى مذهبى را كه بايد اجرا شود تحت نظم دقيق قرار مىدهد به طورى كه هر كس صلاحيت كار ، مقام و تدريسى را نداشته باشد اگر هم به او پيشنهاد كنند ، خودش نخواهد پذيرفت . اينجا مدرسهاى است كه پاسخ پرسشها را بايد با كمال دقت ، يقين و تحقيق بدهند و تسرع و شتابزدگى در